حسين قرچانلو

142

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

كردن حريق كمك كنند . الحاكم بامر الله ، خليفهء فاطمى ، فرمان داده بود كه جلو دكانها و خانه‌ها و در ميدانها و شوارع و معابر بن‌بست ، چراغ روشن شود تا جايى كه مردم كم‌كم در اين كار راه افراط در پيش گرفتند . در قاهرهء جديد و قاهرهء كهن ( فسطاط ) ، بازاريانى كه در هواى آزاد يا در جاهاى مسقف ، چراغ نصب مىكردند در تمام طول شب آن را خاموش نمىكردند و مشتريهاى فراوانى داشتند . « 1 » ناصر خسرو كه مدتى در قاهره به سر برده در وصف آنجا مىنويسد : « شهر قاهره پنج دروازه دارد ؛ باب النصر ، باب الفتوح ، باب القنطره ، باب الزويله و باب الخليج . قاهره شهرى است كه نظير آن كم باشد . شمارش كردم ، در اين شهر از بيست هزار دكان كم نباشد ، همه ملك سلطان ؛ و بسيار دكانهاست كه هريك را در ماهى ، ده دينار مغربى اجرت آن است و از دو دينار كمتر نيست ؛ و كاروانسراى و گرمابه و ديگر عمارات چندان است كه آن را حد و قياس نيست ، تمامت ملك سلطان ؛ و هيچ آفريده‌اى را عقار و ملك چندان نباشد . شنيدم كه در قاهره و مصر هشت هزار سرا باشد از آن سلطان كه آن را به اجارت دهند و هر ماه كرايه ستانند . شهر قاهره بارو ندارد و بناها چنان مرتفع است كه از بارو محكمتر و بلندتر است و هر سراى و كوشكى را حصارى است و بيشتر عمارات پنج اشكوب و شش اشكوب باشد . آب خوردنى از نيل باشد و سقّايان با شتر آب را حمل كنند . مصر و قاهره را گويند پنجاه هزار شتر روايه‌كش ( آب‌كش ) است كه سقايان آب كشند و سقّايان كه آب بر پشت كشند ، جدا باشند به سبوهاى برنجين و با خيكها در كوچه‌هاى تنگ كه راه شتر نباشد آب برند . اندر شهر ، در ميان سراها ، باغچه‌ها و اشجار باشد و آب از چاه دهند . آن سراها چنان بود از پاكيزگى و نظافت كه گويى از جواهر ساخته‌اند ، نه از گچ و آجر و سنگ . تمامت سراهاى قاهره جداجدا نهاده است ، چنان كه درخت و عمارت هيچ آفريده ، بر ديوار غيرى نباشد » . « 2 » ناصر خسرو اضافه مىكند : « قصر سلطان ميان شهر قاهره است و همهء اطراف آن گشاده ، كه هيچ عمارت بدان نپيوسته است . هر شب هزار مرد پاسبان اين قصر باشند » . « 3 »

--> ( 1 ) . همان ؛ ص 34 - 36 . ( 2 ) . سفرنامه ؛ ص 61 و 63 - 64 . ( 3 ) . همان ؛ ص 61 .